سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
74
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
« راشپوت » ها به احترام « بات » ها به كاروانيان تعرضى نميكنند چون ميدانند كه اگر به اندازهء سرموئى تجاوز و آزار كنند در واقع باتها خودشان را مىكشند . زيرا اگر خود را هلاك نكنند ديگر مردمان به ايشان اعتماد و اطمينان نخواهند داشت و اين رسم اجرا نخواهد شد اما اگر به كاروانيان ضررى برسد و يك يا چند « بات » خود را بكشند به موجب كيش و آئين باطل راشپوت و بالى عظيم به گردن ايشان خواهد افتاد و همگى مستحق قتل و هلاك خواهند بود و در اين صورت خود سران راشپوت آن نواحى همهء مرد و زن و پسر و دختر ايشان و اتباعشان را به قتل خواهند رساند . به همين قرار مسلمانان احمدآباد دو نفر « بات » را براى همراهى ما تعيين كردند كه با آنها قرارى گذاشتيم و در اواسط ماه صفر سال مذكور از راه خشكى با عرابهها به قصد ديار روم حركت كرديم . پس از پنج روز به شهر پتن آمديم . در آنجا مقام شيخ نظام الدين پيرپتن را زيارت كرديم . در اين شهر شير خان و برادرش موسى خان لشكرى جمع كرده در تدارك جنگ با خان بلوچ رادنپور بودند . به گمان و احتمال آنكه ما به كمك دشمن ايشان ميرويم از حركت ما جلو گرفتند و گفتند چند روزى توقف كنيد تا نتيجهء كار معلوم شود آنوقت به سلامت و عافيت به راه خود برويد . گفتيم باللّه العظيم ما قصد جنگ و يارى با هيچكس نداريم . ما مسافريم و به راه خود مىرويم و فرمان شريف پادشاه شما را در دست داريم .